X
تبلیغات
گناهان کبیره
   
صفحه نخست| پست الکترونیک | زیباترین قالب های وبلاگ

 


با تشكر از گروه طراحان ايران قالب كه ما را در ساخت و طراحي اين قالب ياري نمودند


زيباترين قالب هاي وبلاگ

 

 

محبت ثبات قدم می دهد

حضرت باقر (ع) فرمود : خداوند دوستی علی (ع) را در قلب کسی که جا داد پایش به معصیت نمی لغزد مگر اینکه خدا ننگهمیدارد قدمش را و برای او حفظ می فرماید قدم دیگر را .

 

گفتار جابر انصاری

و در وصیت جابر به عطیه کوفی است که می فرماید : اگر دوستان اهلبیت پایشان بلغزد بواسطه زیادتی گناهانشان بسبب محبتشان بر ایشان قدم دیگری ثابت خواهد ماند .

 

استغفار ملائکه برای دوستان علی (ع)

و در روایات کثیر است که ملائکه برای دوستان اهلبیت (ع) استغفار می نماید چنانکه در بحار از طریق عامه نقل کرده که : خدا از نور صورت علی (ع) هفتاد هزار ملک خلق فرموده که برای او و دوستانش تا روز قیامت استغفار می نمایند .

 

دوستی علی گناهان را می شوید

بلکه صریح روایت است که دوستی علی (ع) خودش پاک کننده گناهان است چنان که پیغمبر (ص) فرموده: دوستی علی (ع) گناهان را می سوزاند چنان که آتش هیزم را .

 

زدل سواد معاصی برون برد مهرش                                                چنانکه ماه برد ظلمت شب دیجور

 

زحب اوست به روز جزانه از طاعت                                                  امید  مغفرت از حی لایزال غفور 

 

با بلاء گناهان را پاک می کند

در روایات است که خدا دوستان اهلبیت را که گناهکارند  در دنیا به انواع بلاها مبتلا می فرماید تا قبل از مرگ پاک شده باشند و اگر زیاد باشد به سختی جان دادن و اگر زیاد تر باشد به سختی ها و شکنجه ها و شکنجه های برزخ  تا وقتی که وارد محشر می شوند پاک بوده و اگر بر فرض آنقدر گناهکار باشد که تا آن وقت هم هنوز پاک نشده باشند به واسطه کثرت گناه به آتش دوزخ می روند و پس از پاکی بیرون خواهند آمد و نمی ماند در جهنم کسی که در قلب او ذره ای ایمان و محبت اهلبیت باشد و ماندن همیشگی در دوزخ مخصوص کفار و دشمنان اهبیت است .

 

بهره برداری به اندازه دوستی است

ضمنا این نکته هم یاد آوری شود که کم یا زیاد ماندن در عذاب تابع شدت و ضعف محبت اهلبیت است . اگر محبت زیاد باشد زودتر به شفاعت خواهد رسید بلکه در حال احتضار به فریاد او خواهند رسید چنان که در حالات جناب سید حمیری است .

 

شهوات مانع محبت است

گاه هم می شود که به واسطه زیادتی حب مال و شهوات و کمی یا نبودن محبت اهل بیت (ع) موقع مرگ آل محمد را فراموش می کند و فقط آنچه را که مورد علاقه شدید اوست در نظر دارد .

 

 

 

 

 



 :: نوشته شده توسط مهدی در مورخه 86/10/22 ساعت 11:19
 

 

محبت

بشارت زیادی از طریق اهلبیت و همچنین از طریق عامه راجع به دوستان علی (ع)

رسیده و سبب رجاء و قوت امید هر صاحب ایمانی است که به برکت این محبت از هوا پرستی و متابعت شیطان دوری کند زیرا اگر کسی بزرگی را دوست داشت لازمه دوستیش اینست که دوستان او را دوست و دشمنان او را دشمن بدارد دوستی شیطان و متابعت هوای نفس مانع خداپرستی و دوستی اهل بیت است دوستان علی به برکت محبتشان از شیطان دورند .

بنا بر این معلوم گردید که محبت مانند ولایت سبب جرات بر معصیت نمی باشد بلکه بر عکس است اگر محبت راستی و درستی شد دیگر گرد هوا پرستی نمی رود .

برای توضیح این مطلب به چند حدیث مختصر اشاره می شود .

 

محبت ثبات قدم می دهد

 حضرت باقر (ع) فرمود : خداوند دوستی علی (ع) را در قلب کسی که جا داد پایش به معصیت نمی لغزد : مگر اینکه خدا نگه میدارد قدمش را و برای او حفظ می فرماید قدم دیگر را .



 :: نوشته شده توسط مهدی در مورخه 86/10/14 ساعت 23:39
 

 

آیا گفتار تنها کافی است ؟

پس از این که حضرت علی (ع) صفات شیعیان را ذکر فرمود چنین گفت : آیا همین قدر که شخص به زبانش بگوید علی را دوست میدارم و دارای ولایت او هستم کافی است در حالی که به آنچه که مقتضای اعتقاد او است از متابعت اهلبیت در او نباشد پس اگر مخالف شیعه بگوید من دوست محمد (ص) هستم و محمد (ص) از علی (ع) افضل است پس من از شیعه افضل هستم شیعه را چه حجتی بر اوست و او هم امر به پیروی اهلبیت (ع) فرمود در جواب می گوید : دوستی علی (ع) هم به زبان نیست و در پیروی اوامر اوست . پس چنان که دوستی محمد (ص) مخالف را به واسطه متابعت نکردنش نتیجه نمی دهد دوستی علی (ع) با مخالفت طریقه او نتیجه ای ندارد . بعد می فرماید بین خدا و کسی خویشاوندی نیست محبوب ترین بندگان و گرامی ترین ایشان کسی است که از همه با تقوی تر باشد و بیشتر او را اطاعت کند.

 

 

به عمل کار برآید

و در صورتی که شیعیان ما علمی نداشته باشند با ما برات و حکمی به آزادی آنها نیست و اینکه بگوید  شیعه هستم حجتی بر خدا نمی شود  اگر بخواهد او را عذاب فرماید زیرا که خدا وعده نداده است که مدعی تشیع را بیامرزد هر کس خدای را اطاعت کننده باشد پس ولی ماست یعنی دارای ولایت ماست و هر کس معصیت کننده باشد پس او دشمن ماست و ولایت ما به کسی نمی رسد مگر به ورع و عمل.

 

فرمایش مجلسی در اقسام تقوی

علامه مجلسی می فرماید : ورع بر چهار قسم است :

1-     ورع تابعین و آن پرهیز از محرمات است .

2-     ورع صالحین و آن پرهیز از مشتبهات است که در حرام واقع نشود .

3-  ورع متقین و آن پرهیز از مباحات است که در حرام واقع نشود مانند ترک سوال از حال مردم از ترس اینکه مبادا در غیبت بیفتد .

4-  ورع صالکین و آن اعراض از غیر خداست از ترس ضایع شدن عمر عزیز در کارهای بیهوده هر چند منجر به حرام نشود .

 

 



 :: نوشته شده توسط مهدی در مورخه 86/10/14 ساعت 23:36
 

 

ولایت

شکی نیست هر کس دارای ولایت اهل بیت (ع) باشد نجات است بلکه با انبیا و ائمه اطهار خواهد بود چنان که حضرت رضا (ع) می فرماید : ((بر خداست دوست ما را در قیامت برگزیند درحالی که صورتش نور افشانی  می کند و دلیلش روشن و حجتش نزد خدا آشکار می باشد . حق است بر خدا صاحب ولایت ما را با پیغمبران و صدیقان و شهدا ء و نیکان محشور گرداند و ایشان دوستان خوبی هستند )).

لکن باید دانست که معنی ولایت چیست ؟

در کتاب مجمع البحرین در لغت ولایت می گوید : (( ولایت دوستی اهلبیت (ع) و پیروی کردن ایشان در اوامر و اقتدا ء نمودن به ایشان در اعمال و اخلاق است .)) پس ولایت عبارتست از محبت و اطاعت . و شاهد این معنی حدیث زراره باقر است که در آن از ولایت به اطاعت از امام (ع) تعبیر می فرماید .

 

ولایت علی (ع) قلعه محکم خداست

همین معنی هم از حدیث شریف سلسله الذهب که صدوق از حضرت رضا (ع) نقل نموده است استفاده می شود به این بیان :

(( ولایت علی بن ابیطالب قلعه من است و هر که در قلعه من داخل گردید از عذاب من در امان است )) .

شکی نیست که دخول در دخول در حصن ولایت اهل بیت عصمت و طهارت عبارت است از فرار از شیطان و پیروی نفس و هوی و دوری از تبعیت دشمنان علی (ع) و پناهنده شدن به آن بزرگوار خلاصه در جمیع افعالش پیرو او باشد و بدیهی است که تحصن امر لفظی نیست بلکه عملی و فعلی است و هر کس پیروی از هر که کرد یقینا متحصن در حصن اوست پس کسی که معصیت می کند در حال معصیت از حصن علی (ع) خارج است  و داخل در دام شیطان ونفس است .

 

شیر درنده و پناه به قلعه

لذا بعضی از بزرگان فرموده اند : مثل کسی که به زبان میگوید به خدا پناه می برم (اعوذ بالله من الشیطان الرجیم)  و به عمل پیروی شیطان را می کند مثل کسی است که شیری درنده در کمین اوست و نزدیک این شخص قلعه ای باشد آنوقت بگوید : ای شیر اگر بیایی به این قلعه پناهنده می شوم در حالی که از جای خود اصلا حرکت نمی کند و در قلعه نمی رود یقینا این حرف اثری ندارد و شیر کار خودش را می کند مگر این که سعی کند خودش را به قلعه برساند .

 

باید در قلعه داخل شود

پس کسی که می خواهد از جمیع خطرات محفوظ باشد باید داخل در قلعه محکم الهی که متابعت از امیر المومنین است گردد پس اگر به حسب عمل در دام شیطان است هر چند می خواهد به زبان بگوید : من دارای ولایت علی هستم نتیجه ای ندارد .

 

 



 :: نوشته شده توسط مهدی در مورخه 86/10/11 ساعت 23:4
 

 

 شیعیان اهلبیت و محبین ایشان

نسبت به روایاتی که در مقام شیعه و نجات دوستان اهلبیت (ع) رسیده که از آن جمله نسوختن ایشان به آتش است پس آنها هم موجب قوت رجا و اطمینان به محبت آقایان است و نباید موجب موجب غرور واجرات بر معصیت گردد . زیرا موضوع این اخبار و دو عنوان است یکی شیعه و دیگری دوست و محب اهل بیت (ع).عنوان شیعه مقام بس شامخی است چه آنهایی که سبقت را در میدان علم و عمل ربوده اند خود را قابل نمی دیدند که به آنها شیعه اهلبیت بگویند .....

مثلا جناب محمد بن مسلم ثقفی که از اجله اصحاب حضرت باقر (ع) و حضرت صادق (ع) است و آن بزرگوار شیعیان را در مسائل به او رجوع می دادند و در علم رجال مذکور است که هیچ گاه از محمد بن مسلم در شیعه فقیه تر نبوده است .

 

گفتگوی محمد بن مسلم با شریک قاضی

وقتی این بزرگوار باتفاق ابوکریب الازدی نزد شریک قاضی حاضر شدند شریک نگاه تندی به آنها کرد و گفت این دو نفر جعفری و فاطمی هستند یعنی شیعه اهل بیت اند . ایشان هر دو گریه کردند  قاضی سبب گریه سان را پرسیدگفتند ما را به بزرگی نسبت دادی (یعنی جعفر بن محمد الصادق ع) که راضی نیست شخص کم ورع شیعه او باشد پس اگر لطف فرموده ما را بپذیرد بر ما منت گزارده است .

 

شیعیان حقیقی پیروان امامند

البته کسی را می توانیم شیعه حقیقی بنامیم که در جمیع کردار و رفتارش پیرو ایشان باشد چنان که حضرت موسی بن جعفر (ع) می فرماید : (( جز این نیست که شیعه ما کسی است که پیروی ما کند و آثار  ما را متابعت نماید و به اعمال ما اقتدا کند .))

 

سخنان امیر المومنین به بعضی  از شیعیان

شبی حضرت امیر المومنین (ع)  از مسجد بیرون می رفت و فضا به واسته مهتاب روشن بود . جماعتی همراه آن حضرت همراهش می آمدند به آنها نگریست و فرمود : شما کیستید ؟ گفتند ما شیعه تو هستیم حضرت نظری به صورتشان انداخت و فرمود پس چرا در شما نشانه شیعه نمی بینم ؟ گفتند یا امیر المومنین ! علامت شیعه چیست از زیادتی بیداری شب زرد رویانند چشمانشان ضعیف شده  و آب از آنها خارج می گردد (به واشطه زیادی گریه ) به واسطه ایستادن به عبادت پشت ایشان خمیده شده شکمهایشان به واسطه روزه به عقب چسبیده از زیادتی دعا لبهای آنها خشکیده .برای مزید ادعا به سه روایت اکتفا می شود .

 

ادعای شیعه گری کافی نیست

1-     جابر از حضرت باقر (ع) نقل می کند که فرمود : آیا کفایت میکند کسی که خود را به تشیع نسبت می دهد به اینکه بگوید دوست اهل بیت هستم بخدا قسم شیعه ما نیست مگر کسی که از خدا بترسد و امرش را اطاعت نماید .

2-     2- حضرت صادق (ع) به فضل بن عمر فرمود : اگر می خواهی اصحاب مرا بشناسی به کسی بنگر که از  گناهان زیاد  پرهیز میکند و از آفریدگار خود زیاد می ترسد و ثوابش را امیدوار است پس ایشان اصحاب منند .

حضرت صادق (ع) می فرماید : از ما نیست و کرامتی نزد ما ندارد کسی که در شهر یکصد هزار نفری باشد و در آن شهر (از غیر شیعه) از او با ورع تر باشد . یعنی شیعه اهلبیت باید در ایمان و عمل و تقوی و ورع بهتر باشد . چنان که خدایتعالی از ایشان تعبیر به خیر البریه می فرماید در آنجا که می فرماید : کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح نمودند پس ایشان بهترین خلق اند.

 

و از رسول خدا (ص) مرویست که خیرالبریه شیعیان علی (ع) هستند بدین مضمون که : (( یا علی خیر البریه تو و شیعیانت هستید تو و شیعیانت در روز قیامت می آئید در  حالی که به آنچه خدایتعالی به شما داده است راضی هستید و پسندیده شده خدائید ))



 :: نوشته شده توسط مهدی در مورخه 86/10/11 ساعت 23:1
 

 

فردا به جای اشک خون می گریند

و در وصایای پیغمبز اکرم به ابن مسعود است که می فرماید : گناه را کوچک مشمار و از گنا هان کبیره بپرهیز چون روز قیامت وقتی بنده به گنا هش می نگرد از چشمانش چرک و خون بیرون می آید . خداوند می فرمایند : قیامت روزی است که هر کس عمل نیک و بد خود را نزد خودش حا ظر می یابد و آرزو می کند که میان او و گنا هانش مسافتی بود .

و از رسول اکرم (ص) نیز مروی است که بنده ای برای یک گناه از گناهانش یکصد سال نگه داشته می شود.

 

گناه زیاد ایمان را می برد

و آن چه از موارد شفاعت ذکر شده راجع به وقتی است که با ایمان از دنیا برود و گاه می شود  که سبب گناهان زیاد و تا خیر در توبه نور ایمان از قلب بیرون رفته مبتلا به ظلمت شک و تردید بلکه انکار می گردد و به همین حال می میرد مثل کسی که سم خورده و به قدری تا ثیر کرده که قبل از رسیدن  طبیب هلاک می گردد طبیب با مرده چه می تواند بکند ؟ پس شفاعت شا فعین ایشانرا سودی نمی دهد . برای اثبات این مطلب فقط به ذکر یک آیه و دو روایت اکتفا می شود .

در سوره مبارکه روم می فرماید : (( عاقبت کسانی که بد کردند و مرتکب گناه شدند این است که تکذیب و انکار آیات ما نموده و به انها استهزا نمایند ))

 

گناه دل را سیاه می کند

حضرت باقر (ع) فرمود : نیست بنده ای مگر اینکه در قلبش نقطه سفیدی است هر گاه گناهی کرد نقطه سیاهی از آن سفیدی بیرون  می آید اگر توبه کرد آن سیاهی بر طرف می شود و اگردر گناه فرو  رفت  وادامه داد سیاهی قلب زیاد می شود تا اینکه تمام سفیدی قلب را می گیرد هر گاه چنین شد صاحب چنین قلبی هیچوقت رجوع به خیر نخواهد کرد اینست معنی فر مایش پروردگار عالم که می فرماید : نه چنین است بلکه غلبه کرده و بر دلهای ایشان زنگها نهاده آنچه را که انجام دادهاند .

 

دیگر موعظه اثر نمی کند

یعنی دلهایشان به سبب ظلمت گناه زنگ زده و تاریک شده  و جهت دیدن و معروف حق برایشان پوشیده گشته و را خیر  و قبول کردن نصیحت بر دلهایشان بنده شده است . و نیز حضرت صادق (ع) فرمود : کسی که اراده گناهی کرد پس آنرا بجا نیاورد به درستی که بنده ای گناهی می کند و خدا او را می بیند می فرماید به عزت و جلال خودم پس از این ترا هرگز نمی آمرزم .

یعنی به سبب این گناه سزاوار و مستحق محرومیت از الطاف حق می گردد و موفق به توبه نشده و در نتیجه آمیرزیده  نمی گردد . علامه مجلسی (ره) در شرح این حدیث می فرماید : در این فر مایش امام (ع) امر به ترسیدن از تمام گناهان است زیرا هر گناهی محتمل است از این قسم باشد .

 

ترس از گذشته ها

باید اهل ایمان بر گذشته های خود ترسناک و گریان باشند زیرا چه اطمینان دارند که این قسم گناه ار آنها سر نزده باشد . امام (ع) که تعیین نفرموده چه قسم گنا هی است که صاحبش از نظر لطف پروردگار عالم می افتد و از بخشش و مغفرت اللهی کوشید و از باب توبه وارد شده از گنا هانی که از یاد برده به طور کلی تو به کرده آنها را تلافی نماید و طریق توبه کردن از گناهان بعد از این ذکر خواهد گردید انشاء الله .

 



 :: نوشته شده توسط مهدی در مورخه 86/10/11 ساعت 22:54
 

 

بر شما از برزخ می ترسم

 

عمرو بن یزید گفت : به حضرت صادق (ع ) عرض کردم از شما شنیدم که فرمودید : تمام شیعیان ما در بهشتند با هر گناهی که داشته باشند . حضرت فرمود : راست گفتم به خدا قسم ! تمام آنها در بهشتند . گفتم فدایت شوم به درستی که گنا هان زیاد و بزرگ است . فرمود : اما در قیامت پس تمام شما در بهشت خواهید بود . بشفاعت پیغمبر یا وصی و لکن به خدا قسم بر شما در برزخ می ترسم . گفتم : برزخ چیست ؟ فرمود : برزخ قبر است از هنگام مرگ  تا روز قیامت .

 



 :: نوشته شده توسط مهدی در مورخه 86/10/11 ساعت 12:53
 

 

مرگ با یکی از سه چیز

 از حضرت امیر الموءمنین (ع) از وصف مرگ پرسیده شد ؟ حضرت فرمود : بر شخص دانا و با اطلاعی  وارد شدید . با یکی از این سه چیز  مرگ وارد می گردد با بشارت به نعمت همیشگی است یا به عذاب همیشگی یا سبب هول و ترس است و کارش مبهم و مردد می باشد و نمی داند از چه طایفه خواهد بود . پس دوست ما که اطا عت کننده ما بوده . یعنی معصیتی نداشته به نعمت همیشگی بشارت داده می شود . و اما دشمن ما که با ما مخالفت می کرده پس به عذاب همیشگی بشارت داده می شود . و اما دشمن ما که مبهم است و نمی داند  بر سرش  چه می آید  او مومنی است که بر خودش اسراف وظلم می کرده یعنی گناه کار بوده است . اورا مرگ فرا میرسد اما با ابهام و خوف و حزن پس از آن خدا  او را با دشمنان  ما مساوی  قرار نخواهد داد بلکه او را به شفاعت ما  از آتش بیرون خواهد آورد . پس عمل کنید و اوامر الهی را اطاعت کنید و عذاب خدایرا کوچک نشمارید به درستی که  از جمله گناهکاران  کسی است که شفاعت ما به او نمی رسد مگر بعد از سیصد هزار سال عذاب .



 :: نوشته شده توسط مهدی در مورخه 86/10/11 ساعت 12:51
 

 

شفاعت

کسی که گناه کبیره از او سر زند و توبه ننماید فاسق است و نمی شود در نماز به او اقتدا کرد و شهادتش پذیرفته نیست و پس از مرگ مستحق عقوبت است مگر اینکه فضل الهی شامل حالش شده که از آن جمله شفاعت محمد (ص)  و آل است چنانکه خودش فرموده که شغاعتم را برای صاهبان گناهان کبیره از امتم ذخیره کرده ام . و نیز فرمود : شفاعت من برای صاحبان گناهان کبیره از امتم می باشد اما نیکوکاران یعنی ترک کنندگان کبائر بر ایشان راه مواخذه نیست .

 

شفاعت نباید موجب جرات بر معصیت شود

در اصل شفاعت هیچگونه شکی نیست که خداوند برای عظمت شان و جلالت قدر پیغمبر (ص)و ائمه  اطهار و سایر شافعین صاحبان گناهان کبیره را به ایشان خواهد بخشید بلکه به برکت شفاعت ایشان مقام و درجه سایر دوستان آنها رفیعتر خواهد شد واین مطلب از قرآن مجید و اخبار صحیحه و متواتر ه مسلم و روشن است و ذکر آنها موجب خروج از وضع کتاب می باشد . چیزی که تذکر آن لازم است این است که نباید موضوع شفاعت سبب جرات بر معصیت یا مسامحه در توبه گردد .

 

خودگشی به امید نجات  !

مثل توبه نکردن یا گناه کردن به امید شفاعت  مثل سم خوردن یا دست در دهان افعی کردن است به امید رسیدن طبیب و دوا کردن که البته بر خلاف حکم عقل است . زیرا پس از خوردن سم اولا یقینی نیست که دسترسی به طبیب و دوا پیدا شود ثانیا مداوا قطعی نیست شاید سم داخل خون گردیده و قلب را از کار انداخت همچنین  کسی که  گناه میکند از آنجا که یقین دارد که پس از مرگ فورا شفاعت شافعین می رسد .

 

شفاعت به سبک شمارندگان نماز نمی رسد

و بعضی از گنا هان کبیره است که در بعضی از روایات تصریح شده صاحبش از شفاعت محروم است مانند سبک شمردن نماز چنانکه حضرت صادق (ع) فرمود : شفاعت ما به کسی که نمازش را سبک می شمارد نمی رسد .

و از پیامبر اکرم (ص) مرویست که فرمود : از من نیست کسی که نماز را سبک گیرد و بر من نزد حوض کوثر وارد نمی شود . نه به خدا قسم ! که به من نمی رسد .

 

 

شفاعت مو جب امید است نه غرور

از آنچه معلوم گردید که موضوع شفاعت نه تنها موجب غرور و جر ات بر معصیت نمی گردد بلکه سبب قوت رجاء و تشویق شخص به توبه و انابه است که کسی سعی کند از راه توبه و  انابه و اعمال صالحه با امید به شفاعت اهل بیت عصمت و طهارت (ع) به درجات رفیعه نائل گردد و به مقامات قرب رب العالمین برسد .

 

باز هم ترسناک باید بود

از آن طرف این مطالب موجب بی باکی هم نمی شود و منافاتی با خوف ندارد به عبارت واضحتر چنین کسی که به شفاعت و لطف پروردگار عالم امیدوار است در عین حال ترسناک هم می باشد که مبادا از شفاعت آقایان پس از مدت زمان بس طولانی استفاده نماید یعنی در برزخ معذب بوده آنوقت به شفاعت برسد . و در عین حال همین خوف و ترس هم موجب زیاد شدن و شدت توسل به اهلبیت می باشد .



 :: نوشته شده توسط مهدی در مورخه 86/10/10 ساعت 22:28
 

 

عبادت حقیقی ترک گناه است 

11- اصل دین پرهیز از گناه است . از گناه بپرهیزید عابدترین مردمی  با تقوی باش و اهتمام به عمل داشته باش و از جز آن بپرهیز . به درستیکه عملی که پذیرفته شود کم نیست.

یعنی اگر از گناه دوری کردی عملت هر چند کم باشد قبول است و عملی هم که قبول شد از این نظر که پذیرفته شده رب العالمین است کم و کوچک نیست .

 

از گناه باید خود داری کرد

بنابراین اهل ایمان باید خیلی بترسد وزیاد مواظب خود باشند تا کار خیری که از آنها سر می زند و باید آنها را به درجات عالی و مقام قرب و جوار آل محمد برساند مبادا به واسطه بجا آوردن گناهی باطل و ضایع شود . زهی خسران و زیانکاری که انسان به دست خودش سرمایه اش را هدر دهد .

 

کارهای نیک مانند غبار پراکنده می شود

حضرت صادق(ع) از معنی آیه (( قصد نمودیم از عملی که صورت زیبا است . پس آن کردار را مانند ذره های پراکنده گردانیدیم . یا مانند خاکستر بر باد داده شده یعنی آن را قبول نکرده ثوابی مترتب نسازیم )) پرسیدند حضرت فرمود : آگاه باش به خودا قسم هر چند اعمال اینان مفیدتر وبا جلاتر از پارچه های سفید مصری بود لکن هر گاه برایشان گناهی پیش می آمد آن را ترک نمی کردند .

 

پرهیزگاران بی حساب وارد بهشت می شوند

خداوند به موسی (ع)وحی فرمود : به درستی که بندگان به من نزدیک نشدند به چیزی که پسندیده تر باشد از سه چیز  _ موسی (ع) عرض کرد پروردگارا آن سه چیز کدام است ؟ زهد در دنیا و پرهیز از گناهان و گریه از ترس من .

موسی (ع) گفت پروردگارا برای کسی که اینها را بجای آورد چیست ؟ فرمود : اما زاهدین در دنیا پس جای اینان در بهشت است اما گریه کنندگان از خوف من پس جایشان در محل بلندی است که با ایشان در آن هم مقام نیست و اما صاحبان ورع و پرهیز از معصیت من به درستی که اعمال خلایق را بازرسی می کنم ولی اعمال ایشان را تفتیش نمی کنم یعنی بی حساب وارد بهشت می شوند .

 

تقسیم گناه به کبیره وصغیره

اگر کسی از گناهان کبیره پرهیز نماید گناهان صغیره اش مورد موءاخذه نخواهد بود و خدایتعالی به فضلش آنها را می آمرزد چنانکه در سوره نساء می فرماید : اگر از گناهان بزرگی که نهی کرده شده اید دوری کنید گناهان صغیره شما را در گذریم و اجتنابتان را از گناهان کبیره کفاره گناهان صغیره قرار دهیم و شما را در جای بزرگ و شریفی که بهشت است در آوریم .

 

در های بهشت بر روی پرهیزگاران باز است

از رسول خدا (ص) مرویست که فرمود : قسم به آن خدائی که جان من در قبضه قدرت اوست هیچ بنده ای نیست که پنج نوبت نمازهای واجب را بجای آورد و روزه ماه رمضان را بگیرد و از گناهان کبیره دوری کند مگر اینکه درهای بهشت را به روی او بگشایند .

 

گناه مانع  استجابت دعا است

10- گذار مو سی (ع)  بمردی از اصحابش افتاد که در سجده بود  هنگامیکه باز گشت  باز همان شخص را در سجده دید فرمود اگر حاجت به دست من بود هر آینه بر آورده کرده بودم . خداوند به او چنین وحی فرمود  که اگر آنقدر  برای من سجده کند که گردنش خورده شود از او نمی پذیرم تا اینکه از آنچه که ناخوش آیند است روی گرداند و به آنچه مطلوب من است روی آورد . یعنی از گناه پرهیز کند و عبادت را بجای آورد و گرنه گناه جلو استجابت دعا را می گیرد .



 :: نوشته شده توسط مهدی در مورخه 86/10/10 ساعت 22:25
 

 

  درخت بهشت و آتش سوزنده

4-     رسول خدا (ص) فرمود : کسی که سبحان الله بگوید خداوند درختی در بهشت برایش غرس می فرماید .

مردی از قریش برخاست و عرض کرد : پس ما در بهشت درختان زیادی داریم . حضرت فرمود : (( آری ولی بترسید از اینکه آتشی به سوی آنها بفرستید و همه را بسوزانید ))

 

5-     حسد ایمان را می خورد و نیست می کند چنان که هیزم آتش را .

 

حرامخواری عبادت را می سوزاند

6-روز قیامت اقوامی هستند که با داشتن حسناتی مانند کوه های مکه امر می شود ایشان را به آتش ببرند گفته شد : یا رسول الله (ص)

 آیا نماز گذار بوده اند ؟ فرمود آری نماز می خواندند و روزه میگرفتند و پاره ای از شب را به عبادت مشغول بودند لکن هر گاه بر اینان چیزی بر دنیا پیدا می شد خود را بر آن می افکندند یعنی رعایت جهت حلال و حرام را نمی کردند .

 

حق الناس مانع قبولی است

7- رسول خدا (ص)

 فرمود : به من امر شد که قوم خود را بترسان و بگو : داخل مشوید در خانه ای از خانه های من (یعنی مساجد ) و حال آنکه برای بنده ای از بندگان من حقی نزد شما باشد که به ظلم او نموده اید بدرستی  که در محضر من نماز ایستاده او را لعنت می کنم  تا آن حق را بصاحبش بر گرداند .

 

8- و نیز پیغمبر (ص) فرمود  : خدایرا ملکی است که هر شب بر بیت المقدس ندا در می دهد : هر کس حرامی بخورد خدا  هیچ عملی را از او نمی پذیرد نه واجب و نه مستحب .

 

عمل تنها با پرهیزگاری پذیرفته می شود

9- اگر آنقدر نماز بخوانید و بر پا بایستید که مثل میخهای کوبیده در زمین بشوید و آنقدر روزه بگیرید که ضعف مانند  چوب های تراشیده شوید یا اینکه مانند کمانهای تیر خمیده گردید خدا این کار ها را از شما نمی پذیرد مگر با ورع و تقوائی که شما را از گناه باز دارد .



 :: نوشته شده توسط مهدی در مورخه 86/10/07 ساعت 15:16
 

 

گناه اعمال نیک را هدر می دهد

و نیز پاره ای از گناهان کبیره باطل کننده اعمال صالحه است و در این سایت در محل خودش ذکر خواهد شد و خلا صه پرهیز از گناه مهمتر از اعمال صالحه است و برای اثبات این مطلب(اهمیت بیشتر ترک گناه ) پاره ای از روایات نقل می شود .

 

اهمیت ترک حرام در روایات

1-     رسول خدا (ص) فرمود : نخوردن لقمه حرامی نزد خدا از دو هزار رکعت نماز مستحبی بهتر است .

2-     امام صادق (ص) فرمود : رد کردن یک درهم به صاحبش نزد خداوند با هفتاد حج قبول شده برابر است .

3-     و نیز فرمود : سعی و کوشش کنید در بجا آوردن اعمال صالحه و اگر اگر عمل صالح انجام نمی دهید پس معصیت نکنید . هر آینه کسی که بنا میکند و خراب نمی کند بنایش بالا می رود هر چند کم باشد و کسی که بنا می کند و خراب میکند بنائی ندارد .

 

     



 :: نوشته شده توسط مهدی در مورخه 86/10/07 ساعت 15:13
 

 

راه رستگاری وتقوا

شکی نیست که راه رستگاری و نجات از هلاکت همیشگی در تقوی است و سفارش همه پیامبران و همه کتابهای آسمانی تقوی بوده است . خداوند پرهیزگاران را دوست می دارد و بهشت جاودان را برایشان آماده فرموده است .

پرهیزگاران مورد تایید خداوند هستند از آنجا که گمان ندارند روزیشان را به آنان می رساند و در سختی ها ی روزگار راه فراری برایشان مقرر می دارد .

به برکت تقوی عبادت مقبول و نزد خداوند گرامی داشته می شود علم و معرفت نصیب می شود و نوری می یابد که بین حق و باطل را جدا  سازد .

هنگام مرگ ملائکه های رحمت به پرهیزگاران مزده آزادی از جهنم و رسیدن به نعمتهای بهشت را می دهند.

رویهم رفته ارزش هر کس به اندازه تقوای او است و می دانیم که تقوی را مراتب متعدد و مختلفی است و نخستسن مرتبه آن ترک گناهان و انجام واجبات است و مرتبه دوم تهذیب نفس و آراسته شدن به ملکات فاضله است و در مرتبه سوم از غیر خدا بریدن و یکباره به او پیوستن است .



 :: نوشته شده توسط مهدی در مورخه 86/10/07 ساعت 0:7
 

 

ترک گناه مهمتر از انجام واجبات است

 

شهید بزرگوار  ما در مقدمه اش آثار نیک تقوی را از آیات و اخبار وخطبه نهج البلاغه بر می شمرد و پس از متوجه ساختن خواننده به اهمیت تقوا معنی و حقیقت آنرا یاد آور  می شود که انجام واجبات و ترک محرمات است آنگاه با بیانی شیوا ثابت می کند که اهمیت ترک گناه از انجام واجبات بیشتر است و در زمین مساعد تخم عمل به هر کمی باشد بارور میشود ولی با آفت گناه کوه عمل نیز کاهی نمی ارزد .

و برای تا یید مطلب به آیات و اخبار متعددی استشهاد می کند و جای هیچ گونه تردید و ابهامی باقی نمی گذارد



 :: نوشته شده توسط مهدی در مورخه 86/10/07 ساعت 0:5
 

 

شخصیت علمی شهید آیه الله دستغیب

 

شخصیت علمی شهید آیه الله دستغیب بر خیلی از افراد مخفی بوده و شاید هنوز هم باشد هرگز من من نمی کرد و ادعای علم و اجتهاد نمی نمود با اینکه گواهی های متعدد اجتهاد و نوشته های علمی فراوان چون حاشیه و شرح بر کفایه و رسائل و مکاسب داشت حتی در صدد نشر و چاپ آنها بر نیامد .

امید است که مو لفین در آینده بتوانند با تنظیم و  چاپ آنها خدمتی به حوزه های علمیه بنمایند .

 

استبداد در رای نداشت

 

از ویزگی ها ی آن شهید که دوستان و آشنا یان نزدیک به خوبی آگاه بودند این بود که به هیچ وجه خود رای نبود و در هر مطلبی نظری داشت اگر اشکال یا نظر مخالفی که قابل قبول بود اظهار می شد می پذیرفت و حق را پایمال نمی کرد .

 

 



 :: نوشته شده توسط مهدی در مورخه 86/10/06 ساعت 21:52
 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

با کمک خداوند متعال بر آن شدیم که با همکاری دوستان عزیزم وبلاگی با نام گناهان کبیره را در سیستم بلاگفا راه اندازی کنیم .

تمام مطالبی که در این وبلاگ نوشته خواهد شد بر گرفته از جدیدترین وکاملترین چاپ کتاب گناهان کبیره تنظیم شده توسط  استاد آیت الله سید محمد هاشم  دستغیب می باشد . 

هر چند کار را تازه شروع کرده ایم اما امید است در آینده نزدیک از مطالب این سایت استفاده کامل را ببرید . (مدیرسایت مهدی رضائی)



 :: نوشته شده توسط مهدی در مورخه 86/10/05 ساعت 15:33
 

 


اگر کسی با شناخت گناهان کبیره از آن بپرهیزد گناهان صغیره اش بفضل خدا بخشیده می شود .(سوره نساء)

(مهدی رضائی)

Google

Web
great-sins

لينك Rss


:: Copyright © 2007-2008 bY  گناهان کبیره . All Right Reserved ::

This Template is Designed bY  Ir-Template.Com